|
توصیه هایی به والدین در هنگام برگشتن فرزندانشان از مدرسه " امروز در مدرسه 20 گرفتی یا نه ؟! " بعد از حضور 4 یا 5 ساعته فرزند شما در مدرسه و فعالیتهای فکری و جسمی ، یادگیری ، پاسخ دادن به درس ، مراقبت از رفتار و رعایت انضباط ، بازی کردن ، شوخی کردن ، تشنه یا گرسنه بودن ، سرو کله زدن با دانش آموزان و غیره ، اکنون زنگ درب به صدا در می آید و فرزند شما با چهره ای عبوس و اخمو و حالتی ساکت و بی میل ، کیف و کتاب خود را گوشه ای انداخته و فکر فردای مدرسه را خواهد کرد ؛ یا برعکس ، شاد و خندان نزد شما آمده و سلام می کند ... اولین برخورد و صحبتهای والدین با فرزندان هنگام ورود آنها به داخل منزل ، بسیار مهم بوده و در رفع خستگی و ایجاد احساسات خوشایند آنها یا برعکس ، تحت استرس قرار دادن آنها و شروع بدخلقی ، نقش موثری دارد . به برخی پرسشها و برخوردها والدین که ممکن است نامناسب و نامطلوب باشد ، توجه نمایید :( برخوردهای اول و بدون مقدمه با فرزند) 1- بیا ببینم ، چند تا 20 گرفتی ؟ ( فشار بدون مقدمه برای نمره) 2- دوستت فرهاد ، از ریاضی چه نمره ای گرفت ؟( ایجاد حساسیت یا حسادت) 3- امروز توی مدرسه ، بچه خوبی بودی یا نه ؟( خوب ، چه تعریفی دارد؟) 4- تو مدرسه دستشویی رفتی یا نه ؟ حتما" برو ! ( دخالت بیمورد) 5- آفرین امروز بچه خوبی بودی !( دروغ ! هنوز هیچ سئوالی نکردی یا چیزی به شما نگفته اند!) 6- دوستت علی ، پرسشهای علوم را آورده بود ؟( سئوال بیمورد به کار مردم چکار داری؟) 7- جلو در وایستا ! نیا تو ، در مدرسه دست به چیزی که نزدی؟تمام لباسات رو بنداز تو ماشین !(بی ادبی به فرزند که سرتا پا کثیف است) 8- بازم مثل همیشه اخمو و کسل آمدی منزل!( انرژی منفی) 9- حتما" امروز نمره بدی گرفتی !(بدون اطلاعات قبلی) 10- امروز توی مدرسه شلوغ که نکردی ؟(تعریف شلوغ چیست؟) 11- این خوراکی مسخره چیه که خریدی ؟ چرا توی مدرسه نخوردی ؟(تو بی سلیقه ای و قبولت ندارم!) 12- معلم درس فلان ، امروز با تو لجاجت و بد رفتاری نکرده ؟(جبهه گیری در مقابل معلم و ایجاد حساسیت بیمورد در فرزند) 13- اگر یکبار دیگر اینطور بدخلق بیایی خانه ، میام به معاون مدرسه اطلاع می دم !( ترساندن فرزند از کارکنان مدرسه ) 14- تو چقدر بی نظمی نمی دانم تو مدرسه چطور تو را تحمل می کنند ؟(دوست ندارم) 15- بگو ببینم امروز توی مدرسه خرابکاری نکردی؟(معنی خرابکاری چیه ؟) 16- اول بگو ببینم ،کارنامه دوستت حامد را دیدی یا نه ؟ ( حامد مورد حسادت قرار بگیرد) و پرسشهایی از این نوع که در ثانیه های اول بازگشت فرزند به منزل ممکن است توسط برخی از والدین مطرح شود. نمونه پرسشها و برخوردهایی که ممکن است مطلوب باشد :(هر پرسش از طرف یک ولی برای یک فرزند فرضی) 1- سلام خسته نباشی فرزندم ! 2- سرماخوردگی ، اذیتت نکرد؟ 3- امروز به فکرت بودم ، گقتم ببینم از خوراکیهات خوشت اومد؟ 4- آفرین که دستات رو شستی 5- احسنت ، مثل همیشه مرتب و پاکیزه! 6- سلام ، از اینکه سرحال و شاداب برگشتی ، خوشحالم 7- نتیجه مطالعه دیروز عصرت ، خوب بود؟ 8- زنگ ورزش خوش گذشت ؟ خسته نباشی 9- خسته نباشی ، تا دستات رو بشویی ، یه نوشیدنی برات حاضر می کنم 10- حدس می زنم روز خوبی توی مدرسه گذراندی 11- بعد از چند دقیقه استراحت ، " امروز بهترین خاطره تو از مدرسه ، چی بود ؟ 12- گفتی آقای معلم ، تحقیقت رو قبول کرد ؟ آفرین ! می دانستم نتیجه مطالعه و تحقیق دیروزت خوب میشه! و اظهار نظرها و صحبتهایی مشابه ، که این پرسش ها و برخوردها ، متناسب با سن و دوره تحصیلی و جنسیت دانش آموز باید تفاوتهایی داشته باشد . اما در برخی خانواده ها ممکن است نوع بر خورد با دانش آموز کلاس اول ابتدایی و فرزند دبیرستانی در هنگام ورود به منزل ، یکسان باشد ! واضح است که اگر از یک دانش آموز سال سوم دبیرستان بپرسیم : " چرا خوراکیهات رو نخوردی ؟" خود را از نظر والدین با یک مهد کودکی یا پیش بستانی ، یکسان تلقی خواهد کرد و مقداری دلخور می شود ، اینکه از خود خواهد پرسید : " اگر گرسنه بودم ، خودم عاقل بودم که خوراکی بخورم ! وقتی گرسنم نیست و یا ناهار مفصلی قبل از رفتن به مدرسه خورده بودم ، لزومی ندارد که چند نوع خوراکی که مامان مثل بچه های آمادگی برام گذاشته ، من با اجبار همه رو بخورم ، من که دیگر بچه نیستم ! از نظر خیلی از دانش آموزان زننده ترین و تکراری ترین سئوال والدین از فرزندشان که چندین دهه است که دارد تکرار می شود ، این است : " امروز چند تا 20 گرفتی ؟!" یعنی اگر 18 یا 19 باشد ، مورد قبول والدین نیست و او را دوست ندارند ! حتی مشاهده شده در سطح دبیرستان هم هنوز این سئوال و بازخواست هر روزه تکرار می شود . علاوه بر ایجاد حالت زدگی از نمره ، در برخی مواقع احساس و تصور منفی از خود ، در دانش آموزان بیش از پیش به وجود خواهد آمد . این سئوالات در بدو ورود فرزند به منزل ( حتی گاهی که کفشش را در نیاورده !) نشان از احوالپرسی و صمیمیت و توجه ندارد واز نظر فرزندان ، بهانه ای برای شروع سین جین و بازخواست محسوب می شود و این تصور در آنان به وجود خواهد آمد که من تو را به خاطر 20 دوست دارم ! از اینها گذشته در خیلی از موارد " سم تشویق " در هنگام ورود دانش آموز به منزل توسط برخی والدین تزریق می گردد ؛ مثال ؛ _مادر : بگو ببینم 20 گرفتی یا نه ؟ _فرزند : نه مادر ولی 17 گرفتم ! _مادر : نشد ! این دفعه باید 20 بگیری ! ( نمره قبلی فرزند 15 بوده و 2 نمره پیشرفت داشته است ، اما به این پیشرفت توجهی نشده و فقط 20 در نظر گرفته شده است ! ) خروج از منزل برای رفتن به مدرسه تمام پرسشها و برخوردهای ذکر شده بالا را می توان هنگام خروج از منزل برای رفتن مدرسه در راهرو ، پشت دروازه ، توی حیاط منزل و غیره به نوعی از برخی والدین شنید ، گلایه های غیر رسمی دانش آموزان ( حتی در دوره راهنمایی و دبیرستان) از والدین خود ، حاکی از این است که ، توصیه ها و پیشنهادات و امر و نهی های تکراری هر روزه ، آنها را خسته کرده و برداشتشان این است که : " تو هنوز بچه یا نادان هستی و مادر یا پدر به تواناییهای تو ایمان ندارد ! " " امروز باید با نمره 20 برگردی !" " اگر دستشویی داشتی ، حتما" بروی !" "نباید خوراکیهات را به منزل برگردانی !" " دقت کن ببین که معلم برای وحید ( شاگرد بغل دستی و پسر همسایه ) در درس فارسی چه نمره ای میزاره ! " بهتر نیست به جای عبارات فوق نمونه ای از این حرفهای قشنگ گفته شود ؟ : " با نام و یاد خدا و بسم الله از منزل خارج شو " "پسرم ، یادت نره بگی ، لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم" " برای اینکه از پرسش پای تخته هراس نداشته باشی ، قبلش ، چند بار صلوات بفرست و توکل به خدا کن" " نگران نباش ، دیروز تمام سعی و تلاش خودت رو کردی و به خوبی مطالعه داشتی ، تلاش تو برای من مهمتر از گرفتن نمره 20 است " "اگر نمره تو کمتر از نمره بغل دستیت شد ، نگران نباش و به او تبریک بگو ، امتحان بعدی یه مقدار بیشتر تلاش کن" " الان که با این خوشحالی میری مدرسه ، امیدوارم همینجور سر حال و شاداب بیایی منزل "
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۹ساعت ۹:۲۷ ق.ظ  توسط سیدیحیی غفاری قره باغی
|
|